سلام ، بیست ویکمین سلام رو نثار روح وجان شما دوستان عزیزم می کنم.
حال واحوالتون چه طوره؟
امیدوارم تلاش هاتون پر ثمر باشه ودلتون شاد وخرسند امروز 31 خرداد ماه سالروز اولین آپ این وبلاگ هستش.
من برای اینکه استعداد نویسندگی رو در دوستای خوبم بسنجم ازشون تقاضا کردم که برام متنی رو آماده کنن که به مناسبت تولد وبم بذارم ودوستانی که ازشون این درخواست ورو داشتم خیلی لطف کردن وبرام متن آماده کردن نوشته هاشونو خوندم قلمشون خوب بود و باید بهشون افتخار کرد .
از فاطمه نازلی ماهی غزل و عزیز ممنونم نوشته هاشون خیلی زیاد بود ایشالله میذارم تو وب. من هم خودم به مناسبت دوساله شدن این وبلاگ یک متنی نوشتم که براتون میذارم بخونین
در تمام عمر یک بار عاشق شدم عاشق دو کبوتر سفید بال که چشمانشان برایم فانوس و برق نگاهشان نشانه عشق است.
آوازشان دلنشین و فکرشان همیشه در روانم چون چشمه ساری جاریست. ![]()

روزها چه زود از پی هم می گذرند! یادش خوش باد!
روزی را که این فکر به ذهن آشفته ام رسید که من نیز همچون سایر سربازان این دو شاهزاده ؛ قلعه ی کوچکی بسازم واز آن نگهبانی و محافظت کنم
. با توکل به حی توانا چکاوک دلم را به پرواز در آوردم و بنا را پایه گذاری کردم.
صندوقچه ی رویاهای بی نصیبم را برای هزاران نفر گشودم . و ترانه زندگی را با این رویاها رنگین تر کردم.با خود اندیشیدم چه نامی برای این قلعه ی کوچک بگذارم تا در خور شأن و شخصیت این دو شاهزاده باشد؟
ناگهان ناقوس دلم طنین انداز شد.
به یاد کردار پسندیده و عطوفت قلبیشان ،کارهای نیک و خلق وخوی غیر قابل توصیفشان افتادم وبا خود چنین زمزمه کردم که این دو مانند دیگر شاهزادگان نیستند که با فخر و تکبر درونی مردم را برنجانند وهمیشه دوست دار مهرند.
بدی در دلشان جایی ندارد وهمگان از ایشان به خوبی یاد میکنند.دل شکستن را نیاموخته اند واز همنشینی با خوبان لذت می برند.
آری! آنان انسان های فرشته خصلت هستند.فرشتگانی زمینی که حتی اگرمأوایشان در اوج فلک هم بود دوست داشتنی ترین بودند. در این قلعه با سربازان دل باخته ی زیادی آشنا شدم.
با آنها خاطرات تلخ وشیرینی داشتم .گروهی از آنها در ناخوشی ها امان از کف دادند و دیگر با ما یار نشدند.
گروهی دیگر نیز در این جاده ی بی انتها به مسیر خود ادامه دادند که این صبر وبرقراری، خود پاداش والایی دارد
.عده ای هم به تازگی همچو سیمرغ در وادی عشق قدم گذاشتند.
که از آفریدگار زیبایی ها برایشان سربلندی را خواستارم.
در این مدت مدیدی که با شما بود وبه خواست خدای اطلسی ها خواهم بود از شما می خواهم که اگر هدفی در سر دارید به خوبی به عقوبت آن بیندیشید ویا اگر در مسیری قرار گرفته اید راه را تا آخر بپیمایید
و نیمه رها نکنید زیرا زیبندگی تصمیم به پایداری آن است نه به زود گذر بودن آن . در انتها آرزو میکنم اگر دلی تنگ است به دیدار معشوق گشایش یابد!
آرزو از جنس رویاهایی است که به خواست ما به واقعیت مبدل خواهد شد.
عکس های کوچیک رو سیو کنید با سایز اصلی هستند 









امروز به جز تولد وبم تولد یکی از فنای خوب ، عزیزو مهربون کامران وهومنه .کسی که تقریبا همه ما فنا می شناسیمش.![]()
فاطمه دیوونه هومن تا همیشه ... ![]()
تولدش رو بهش تبریک میگم
امیدوارم سال های سال شاد و موفق در کنار خانواده ی گرمش زندگی کنه.
واین نوشته هام رو هم به عنوان یه هدیه ی بی ارزش قبول کنه
تولد شروع خوبيهاست![]()
تولد یعنی شروع راهی که پر از سختی و سهولت است![]()
تولد یعنی شروع راهی که هر چه به جلو پیش میروی هزاران راه آغاز دیگر سبز می شود![]()
روز میلادت را با این احساس آغاز میکنی که گویی این روز به نامت ثبت شده وهیچکس وهیچ چیز حق آن را ندارد که آن روز را از تو سلب کند![]()
با این امید غنچه ی دلت شکوفا میشود که هر سال در این روز با شکوه محاسبه ای را در پیش گیری که از سال پیش چه فضیلت هایی بر خود افزوده ای وچه خصایص ناشایستی را از وجودت زدوده ای
![]()
دوستای گلم بقیه پوسترا اینجا نذاشتم
من اون یکی وب رو هم آپ کردم که مخصوص
هومن هست
بعضی ها باهاش آشنایی دارن حتما به اونجا هم سر بزنید ونظراتتون رو به اطلاع من برسونید ![]()
از عزیزانی که زحمت میکشن داستان رو میخونن و همین طور در مورد وب نظر
میگذارن سپاسگزارم
خیلی ممنون![]()
این بار فصل دهم رو در ادامه مطلب قرار دادم ![]()
امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره باز هم منتظر محبت هاتون ونظراتون هستم![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:9 توسط •**๑♥๑نيلوفر๑♥๑ ** •












