تبليغاتX
 دوتــافرشته
دوتــافرشته
برادران جادويي
دوتــافرشته
خانه | آرشيو | ايميل


در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند .
آسمان را خبر کردم که هرگاه پرتو های عشقت را به من تابیدی آفتابی شود ولی سالهاست که آسمان دهکده ام ابری است و می بارد . ای بهاز زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
آبجی یلدا
کامران و هومن=>روژین جون
کامران و هومن=> الهه وستاره جون
کامران و هومن=>مهسا جون
کامران و هومن=>کژال جون
کامران و هومن=> نازی جون
کامران و هومن=> شادی جون
کامران و هومن=> ساناز جون
کامران و هومن=> مهرنوش جون
کامران و هومن=> ترانه جون
کامران و هومن=> نیلــوفــر جون
کامران و هومن=> ساغرجون
کامران و هومن=> الهه جون
کامران و هومن=>ستایش جون
کامران و هومن=> یاسی جون
کامران و هومن=>رویا جون
کامران و هومن=> نازلی جون
کامران و هومن=> حدیث جون
کامران و هومن=> نداجون
کامران و هومن=> دوستداران
کامران و هومن=> سحر جون
کامران و هومن=>پانی جون
کامران و هومن=>تاراجون
کامران و هومن=>زهرا جون
کامران و هومن=>سپیده جون
کامران و هومن=>سحر تهی جون
کامران و هومن=>یاسی جون
کامران و هومن=>کامیلا و رسول جون
کامران و هومن=>فاطمه جون
ساحل درون=>هليا جون
آیدا یکی یه دونه
فقط هومن=>خودم ونازی جون
کامران و هومن=>ساقی جون
.•*¤*•.فانتزي آباد.•*¤*•.
۩.•* ¤ مروارید سفید ¤ *•.۩
قلب شکسته
«~¤๑ღصد شاخه خواهش๑ ღ~¤«
فصل عاشقی=>طنازجونم
فانوس مشکی
I♥Uمهتاب شبI♥U
ياتو يا هيچكس ديگه
ورنــــــــــــــــــــــا
حمود جون
میلاد خان
بوم سفید
♥ღ•.•فانوس عشق♥ღ•.•
صبا جون
۩ ۩ ●•▪·˙·..باغ بهشت˙·.●•▪·.۩ ۩
.•*♥♥.کاملیـــــــا.♥♥*•.
کامران و هومن=>مهری ومریم جون
کامران و هومن=>افسانه جون
˙·▪●$پوستر درخواستی$ ●▪·˙
**ღ♥ღتنهایی هامღ♥ღ**
*••*ღ♥ღیه دختر عاشقღ♥ღ*••*
::عاشقانه::
کامران و هومن=>هانی و سمی
شادی جونم
دختر کوچولوی تهنااااا
کامران و هومن=>ستاره جون
کامران و هومن=>فاطمه جونم
سولـــماز و متروک
کامران و هومن=>فاطمه وفریبا جون
کامران و هومن=>همتا جون
داستان میخک =>منوماهی جون
کامران و هومن=>ملیکاجون
کامران و هومن=>نیلوفر جون
دل دریایی مریم
دل تنها
فقط من
الهه خانوم گل
عشق نیلو
باران جونم
خاطرات سوسک یتیم
دختری از ماه=>باران جونم
ترانه ی یخی=>الهام نازنینم
بی سر زمین تر از باد
رزآبی=>سیمین گلم
فقط عشق
سرزمین بی مجنون
فرخنده خانوم
کامران وهومن=>نازنین ونیوشاجون
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
(`'•.¸(`'•.¸تمنای وصال ¸.•'´) ¸.•'´)

 

  سلام به همه ی عجیجان ودوستان خودم .امیدوارم حالتون خوب ودلتون خوش باشه . امروز با یک آپ دیگه اومدم تا در خدمتتون باشم

 اول در مورد داستان. به خدا خودم میدونم زیاده ولی اگه هی حذفش کنم خیلی بی ربط میشه.اگر حوصلتونو سر میبره نخونید باور کنید ناراحت نمیشم . از لطفی که دارید حسابی سپاسگزارم .خیلی ممنونم .الان فصل دوازدهم رو نوشتم خیالتون راحت تا دو فصل دیگه تمومش میکنم . دیگه هم  داستان نمی نویسم . الانم با همکاری دوست خوبم ماهی (ربه کا)   داستان میخک رو که خیلیاتون میاین به اون وب ومیخونید و مینویسم .شاید دیگه فقط اونجا داستان بنویسم .دیگه هم این مدلی که تواین وب هست نمی نویسم .من میخواستم یه طوری جدید باشه ولی انگار خستتون کردم .

این متنی که نوشتم رو تقدیم میکنم به تمام عاشقای دنیا

در بامداد یک روز بهاری عشق نقره اندودت درتاروپود وجودم طلوع کرد.تو خرامان آمدی وهمچویک شعاع نور بر قلبم نشستی وسالهاست خیال رفتن نداری نگاهت با خود زندگی به همراه داشت.تو هستی من بودی و طراوت نسیم از نوک مژگانت تراوش میکردوعطر تو در سرتا سر وجودم بذر عشق پاشید  اين بذر آن قدر در درونم ريشه دواند تا حتی اگر خودم هم بخواهم از عشقت دست بکشم وآن را به فراموشی بسپارم توانش از آنم نيست. توچه کردی ؟ در برق چشمانت چه بود که مرا مجنون ومجذوب کرد؟ در قلب پاکت به غير از پاکی چه پنهان کرده بودی که مرا بی قرار خود کردی؟ ديگر با وجود خورشيد شعله ور عشقت چگونه به ديگری بينديشم؟ چگونه جرئت اين را دارم که بگويم عاشقت نيستم! با وجود عشق گرم وآتشينت ديگر من توانايي دروغ گفتن به قلبم را هم ندارم.راز جادويي عاشقيم را برای هر کدام از آفريده های خدا بازگو می کنم تنها عکس العملش حيرت است وبس ..

 

حالا بریم سراغ پوسترها

 

 

دوستون دارم زیادتاااااااااااااااااااااااااا

در انتظار نظرات قشنگتون هستم

 

این وبو حالا حالا هاااااااااا آپ نمیکنم

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!